واکنش امام خمینی (ره) به توسلات معنوی در عملیات «طریق‌القدس»

واکنش امام خمینی (ره) به توسلات معنوی در عملیات «طریق‌القدس»

شهید صیاد شیرازی در بیان خاطره‌ای به واکنش تامل‌برانگیز حضرت امام خمینی (ره) به توسل کردن به اهل بیت (ع) برای رفع موانع در عملیات طریق‌القدس پرداخته است.
شهیدی که قاسم سلیمانی او را عامل آزادی شهر مهران می‌دانست

شهیدی که قاسم سلیمانی او را عامل آزادی شهر مهران می‌دانست

سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در بخشی از خاطراتش ماجرای ترس شهید محمدحسین یوسف‌الهی از خداوند که باعث شد شهر مهران حفظ شود را بیان می‌کند.
تلخ ترین روز دوران تفحص  شهدا چه روزی بود؟

تلخ ترین روز دوران تفحص شهدا چه روزی بود؟

نیمه های تابستان 73 بود. بسیار داغ بود. بچه ها در گرمایی طاقت فرسا در جستجوی پیکر شهدا بودند. نزدیک ظهر بچه ها می خواستند قدری استراحت کنند. چنگک بیل مکانیکی را در زمین فرو کردیم و رفتیم کنار کلمن آب نشستیم. در آن گرمای طاقت فرسا ناگهان دیدم یک کبوتر سفید وزیبا ، بال و پر زنان آمد و روی چنگک بیل نشست. بعد هم شروع کرد به نوک زدن به بیل. همه با تعجب به این صحنه نگاه می کردیم
رمز جاودانگي/ کنکاشي در سند اسارت وزير نفت جمهوري اسلامي ايران

رمز جاودانگي/ کنکاشي در سند اسارت وزير نفت جمهوري اسلامي ايران

صرف نظر از اسنادي که در طي سال هاي شکوهمند دفاع مقدس و در ميان غنايم جنگي به دست غيور مردان مسلمان ايران زمين مي افتاد، طبيعي بود که در پايان 8 سال جنگ تحميلي، سيل اسناد بيشتري از این رخداد بزرگ قرن به سوي ما روانه شود. اين اسناد، چه در کاو ش هاي پس از جنگ در سنگرهاي خاموش شده به دست مي آمد و چه از طریق ديگر، هر يک برگي از تاريخ بسيار مهم اين سال ها به شمار مي رفت.
شهدا خودشان را رساندند

شهدا خودشان را رساندند

تیر ماه 78 بود. حوادث سیاسی و فرهنگی مردم را دلتنگ شهدا کرده بود. سردار باقرزاده اکیپهای تفحص را جمع کرد و گفت: مردم تماس می گیرند و در خواست می کنند مراسم تشییع شهدا بگذارید تا عطر شهدا حال و هوای جامعه را عوض کند.
شک داری که ما شهید هستیم!؟

شک داری که ما شهید هستیم!؟

گوشی را برداشتم. سرهنگ جعفری بود. از مسئولین سپاه گرگان. شروع به صحبت کرد و گفت: چند روز قبل باجناق بنده که عازم تهران بود به خانه ما آمد. 85/6/24 بود. شب برای وداع با شهدای گمنام به حسینیه سپاه آمل رفتیم. قرار بود روز بعد شهدا را تشییع کنند. فردا صبح زود باجناقم به سمت تهران راه افتاد. من هم برای تشییع شهدا به منطقه خوشواش رفتم. وقتی برگشتم نامه ای را دیدم که باجناقم برای من نوشته بود. در آن نامه آمده بود...
۱۳
آرشیو