به جرم بیداری؛ روایت آزاده عبدالله قادری

به جرم بیداری؛ روایت آزاده عبدالله قادری

عراقیها مقررات خاصی را در اردوگاه وضع کرده بودند. یکی از این مقررات این بود که هیج کس حق نداشت از ساعت 10 شب به آن طرف بیدار باشد. به همین دلیل اگر کسی تخلف می کرد، سرباز عراقی نام او را می نوشت و فردای آن روز، وی را به زندان می بردند و حسابی کتک می زدند.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/روایت سی و سوم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/روایت سی و سوم

منطقه اي نزدیک بصره هست به نام الدیر. قریه ي بریهه از توابع همین منطقه بود. نیروهاي ما در منطقه ي الدیر نزدیک قریه ي بریهه، که پشت جبهه محسوب می شد، مستقر بودند.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/روایت سی و دوم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/روایت سی و دوم

در آغاز حمله، نیروهاي ما از منطقه ي پاسگاه شرهانی وارد خاك ایران شدند و پانزده کیلومتر پیشروي کردند. در بین راه قریه هاي زیادي را دیدم که سکنه ي آن فرار کرده بودند. حتی در یکی از قریه ها به خانه اي رفتم که هنوز ظرف غذاي آنها روي چراغ و غذاي داخل ظرف در حال پختن بود و چند استکان چاي نیم خورده هم در وسط اتاق محقر و کوچک قرار داشت.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی /روایت سی و یکم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی /روایت سی و یکم

در حمله اي که براي آزادي خرمشهر از طرف نیروهاي شما صورت گرفت (عملیات بیت المقدس) واحد ما در بندر این شهر ویران شده مستقر بود. زمزمه هایی شنیده می شد که تمام خرمشهر توسط نیروهاي شما محاصره شده است. ولی باور کردنش برایمان خیلی مشکل بود چون فرماندهان ما به هیچ وجه حاضر نبودند این شهر را از دست بدهند.
قصه غیرت شهید فهمیده در دفاع از حجاب خواهرانش

قصه غیرت شهید فهمیده در دفاع از حجاب خواهرانش

همایش «سلاله‌ها» با محوریت تجلیل از ۴۰ پدر جانباز هشت سال دفاع مقدس توسط فرزندانشان با حضور مجید فهمیده برادر شهید حسین فهمیده در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.
خاطره ای از شهید حاج علی محمودوند درباره شهید عباس شیخ عطار

خاطره ای از شهید حاج علی محمودوند درباره شهید عباس شیخ عطار

به همراه بچه های تفحص بودیم و از همراهی شان کسب فیض می کردیم، گه گاه پای خاطراتشان می نشستیم، از جمله پای خاطرات جانباز شهید حاج علی محمودوند.
۱۱
آرشیو