گوشمان به حرفش نبود

گوشمان به حرفش نبود

رجب دم به دقیقه می گفت:«بیایید برگردیم توی سنگر، عراقی ها دارند با دید کامل می زنند». گلوله یک توپ، چند متری آن طرف تر از ما، به خاک نشست. گرد و خاک تنوره کرد رو به آسمان. سه نفری با رجب خان محمدی و رحیم تاران، بساط اختلاطمان را پهن کرده بودیم روی خاک ریزپد 6، جزیره مجنون.
نفس گرم

نفس گرم

قرار نبود در مراحل اولیه عملیات و الفجر8 هیچ کدام از بچه های یگان دریایی شرکت کنند. تدبیر فرمانده بود تا بچه ها برای مراحل بعدی عملیات، ذخیره بمانند. شب اول هیچ کدام اجازه نداشتند در مرحله خط شکنی حاظر باشند؛ جز دو نفر: من و نادر منصوری.
ستبر تیر و ترکش

ستبر تیر و ترکش

سرش فریاد زدم: «مهمانی نیامده ای، دو بار که شیرجه بزنی، قایق را گرفته ای». آب شتک می زد و قایق با هر موج دور تر می رفت. وقتی پیاده شدیم تا دنبال جعبه کمک های اولیه بگردیم، گفته بودم طناب قایق را به یک جایی بگیراند. حالا محمدی همین طور افتاده بود روی مهمات و قایق مانند گهواره با تن نیمه جانش روی آب تکان می خورد.
اثر زودهنگام آتروپین!

اثر زودهنگام آتروپین!

اگر وزیر امان می داد. همگی توی سوله درازکشیده بودیم و کمی استراحت می کردیم تا زمانی که برمان گرداندند به جزیره مجنون. قهرمان بازیش گل کرده بود و آمپول آتروپین را توی دستش انگولک می کرد. هرچه می گفتیم آمپول را کنار بگذار. گوشش بدهکار نبود که نبود.
فرمان لبخند

فرمان لبخند

تا آقا مهدی را نشان اش دادیم، جوری نگاهمان کرد که انگار دستش انداخته باشیم. به قهر پشت کرد به ما و رفت سمت دوجیپی که تازه وارد مقر شده بودند. آقا مهدی آستین بالا زده بود و داشت لب آب، قایق باربر خط را تعمیر می کرد. دو آفتاب به عملیات مانده بود. صبح و ظهر آذوقه و مهمات می بردیم تا نزدیکی خط و لابه لای نیزار استتار می کردیم تا شب عملیات راحت برسانیم دست رزمنده ها.
آبراه بیراهه

آبراه بیراهه

«حاجی جان! حین عملیات و با کلت، الا ماشاءالله منور سبز می زنند. ما چطور شما رو پیدا کنیم، آخه نوکرتم»؟ بین سه راه و چهارراه معلق مانده بودیم. اطلاعاتچی به جلویی ها بی سیم می زد و نشانه می خواست. نیم خیز سکان را به دست گرفته بودم و با ترس قایق را هدایت می کردم. آب با سرعت قایق، برمی گشت و به سرورویمان می پاشید. سردم شده بود. قایق اول بودم و قافله قایق ها پشت سرم. با کوچک ترین حرکت می رفتیم زیر گلوله مستقیم توپ و خمپاره.
۱۰
آرشیو