وقتي تمام دردها،ناگفتني هستند...

وقتي تمام دردها،ناگفتني هستند...

بگذار!روح شعر هايم،بي قرين باشد/ بگذار!مضمون،در حجاب آستين باشد/ هر كس كه از مضمون سيب وعشق و آدم گفت
يال در يال طوفان گذشتند…

يال در يال طوفان گذشتند…

بوي مرد و غبار سفر داشت،بافه ي برفي يالهايش/ مثل آشوب بوران شب بود،تندر شيهه شيهه صدايش/ سايه طرح شبديز شيرين،آذرخشي كه رخش تهمتن
نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او جنون دارد

نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او جنون دارد

نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او، جنون دارد/ من كه باور نمي كنم خورشيد، سرطاني به رنگ خون دارد
نشسته در آتش!

نشسته در آتش!

ايستاده مي ميرند، در تب پريشاني/ عاشقان"يا زهرا" عاشقان ايماني
نفس هاي زخمي...

نفس هاي زخمي...

اي پر كشيدنت، گذر از درد و داغ ها، دارد هنوز عطر تو را، كوچه باغها/ اينك به يمن نام تو در بزم قدسيان، خالي شوند و بار دگرپر، اياغها
جرتان با خداي درياها

جرتان با خداي درياها

آي،اي ميوه هاي باغ بزرگ! گر چه پيشيته ي شما كالي است/ همه تان را رسيده مي بينم، خنده هاتان،عجيب امسالي است
۳
آرشیو