ویژه نامه شهیدان «رضا و احد کریم لو»

ویژه نامه شهیدان «رضا و احد کریم لو»

سایت نوید شاهد شهرستان های استان تهران دومین ویژه نامه دو شهیدی که شامل مجموعه ای از مطالب پربیننده از زندگی نامه، وصیت نامه، دستنوشته و نامه شهیدان "کریم لو" را در اختیار کاربران قرار داده است.

"محمود" بی قرار رفتن بود

همرزم شهید می گوید: محمود اصلا آرام و قرار نداشت و مرتب به این در و آن در می زد تا یک جا ثبت نامش کنند و اعزام شود سه چهار مرحله هم از دست پدرش فرار کرده بود که برود ولی سید علی هر دفعه مانع او می شد.
معرفی شهدای دانش آموز(8)/ عمل به تکلیف الهی

معرفی شهدای دانش آموز(8)/ عمل به تکلیف الهی

مادر شهید می گوید: احمدرضا چهارده سالش بود که شور و شوق جبهه را داشت و من هر چه اصرار می کردم بگذار برادرت از جبهه بیاید، می گفت: من باید وظیفه خود را انجام بدهم.
معرفی شهدای دانش آموز(7)/ سیلی به قیمت نهی از منکر!

معرفی شهدای دانش آموز(7)/ سیلی به قیمت نهی از منکر!

دوست شهبد می گوید: فرقی نمی کرد در محلمان و یا در خیابان های دیگر هر جا که می دید کسی مزاحمت ایجاد کرده است پیشقدم بود و یک بار برای همین امر سیلی محکمی خورد.
معرفی شهدای دانش آموز(6)/ نگران انقلاب و امام(ره) بود

معرفی شهدای دانش آموز(6)/ نگران انقلاب و امام(ره) بود

همرزم شهید می گوید: او مطمئن بود که به شهادت می رسد در آن لحظات آخر می گفت: «بعد از شهادت من راه امام(ره) را ادامه دهید.»
معرفی شهدای دانش آموز(5)/ «اوج ایثار»

معرفی شهدای دانش آموز(5)/ «اوج ایثار»

همرزم شهید می گوید: در عملیات والفجر هشت کتفش مورد اصابت تیر قرار گرفت و کوله آر پی جی اش هم آتش گرفته بود و تمام پشتش سوخته بود باید در گوشه ای می نشست تا به بیمارستان صحرایی منتقل شود ولی با اسلحه ی دیگر شهدا به مقاومت ادامه داد.
۱۱
آرشیو